|
برای آغاز این مطلب باید از مجمع عمومی شرکت توسعه آذربایجان که قرار بود روز جمعه 29 دی برگزار شود برایتان تعریف کنم بعد از مدتها فرصتی بوجود آمد تا از مجمعی عمومی که در تبریز برگزار می شود دیدن کنم سال پیش مجمع شرکت توسعه آذربایجان با نهایت وقاهت و در بدترین شکل ممکن برگزار شد ترکیب سهامداران این شرکت به نحوی است که بیش از 76 درصد سهام آن در دست سهامداران خرد بوده و قریب به 8.5 درصد آن در دست شهرداری های تبریز (منظور مناطق مختلف شهرداری) است اما با وجود گذشت بیش از ده سال از فعالیت آن و در برابر دیدگان تمام تبریزیان این شرکت نه تنها در توسعه آذربایجان گامی انجام نداد بلکه حیاط خلوت بسیار خوبی برای برخی از افراد شده تا با پولهای مردم (مقصود از پول مردم به معنای واقعی کلمه است نه بیت المال و... ) به ثروت آفرینی دست بزنند هنگامی که در زمان استانداری آقای عبدالعلیزاده (که بعدا وزیر مسکن دولت آقای خاتمی بودند) این شرکت اقدام به پذیره نویسی کرد، از سوی استانداری به ادارات دستور داده شده بود که کارمندان خود را ملزم به خرید سهام این شرکت نمایند با توجه به حمایتهایی که شخص استاندار و ادارات از انجام آن می دادند و با توجه بار معنایی نام آن (شرکت توسعه آذربایجان) بسیاری از افراد خود اقدام به خرید سهام نمودند چه بسا افرادی که ملک خود را فروختند و سهام این شرکت را خریدند (شاید باور آن سخت باشد ولی چنین اتفاقی کم نیفتاده) این افراد به قول خود می خوستند هم در توسعه آذربایجان نقش داشته باشند و هم به سود برسند به هرحال بعد از شروع بکار شرکت مذکور از همان ابتدا شایعاتی مبنی بر فساد مالی مدیران آن در تبریز پیچید شرکت رفته رفته رو به افول نهاد و با باندبازی های بین افراد شرکت های ورشکسته ای مانند بنیان دیزل به مجموعه آن اضافه شد بعدها شرکت کولاک شرق که زمانی به عنوان اسطوره نوشابه های خانواده در ایران مطرح بود به مجموعه آن اضافه شد و آن شرکت نیز به همان راهی رفت که سایر شرکت های زیر مجموعه شرکت توسعه آذربایجان به همان سو می روند (توصیه می کنم صورتهای مالی سال گذشته و امسال این شرکت را بخوانید تا با برخی از جزییات آن آشنا شوید). خلاصه، تاریخچه درخشان! این شرکت علاوه بر اینکه اسباب نارضایتی مردم از سرمایه گذاری و اعتماد به دولتمردان را فراهم کرده تبدیل به مثال نقضی برای هرگونه سرمایه گذاری شده (چنانچه جمله «مگر وضعیت توسعه آذربایجان را نمبینید؟» جمله ای است که در جوابتان به عنوان توصیه به سرمایه گذاری در تبریز خواهید شنید) اکثر تبریزیها خاطره دریافت سود هزار تومنی بعد از 5 ـ 6 سال را به عنوان یکی از تلخ ترین جوک های زندگی خود تعریف می کنندو... خلاصه جمعه (ساعت 9 صبح در سرمای سحرگاهی تبریز) براساس آگهی روزنامه به مجمع توسعه آذربایجان رفتم که دیدم نه فقط مجمعی در کار نیست حتی درب های تالار معلم نیز بسته است بعد از حدود نیم ساعت فردی را دیدم که مشغول نصب دو ورق A4 بر درب تالار است که نوشته شده زمان مجمع به 27 بهمن موکول شده وی در جواب من که چه زمانی این مجمع تغییر زمان داده گفت: (باورتان نمی شود!!) دیروز در روزنامه چاپ شده! (به همین راحتی!) با یک جمله نوشته ام را به پایان می برم می گویند زمانی که ستارخان و باقرخان مشغول جنگ با نظام سلطنتی بودند در فرانسه اخبار جنگ برای آزادی مردم تبریز پخش می شده ولی فرانسویان (که خود را پیشتاز جنگ برای آزادی می دانند) اعتقاد داشتند ایرانی ها هنوز به مرحله ای از فرهنگ! نرسیده اند که به آزادی برسند و اگر این افراد( ستارخان و باقرخان و تبریزیان) هم موفق باشند باز هم بستر لازم وجود ندارد (عاقبت انقلاب مشروطه را هم که خود بهتر می دانید)؛ می خواهم همین مثال را برای امورات مالی تعمیم دهم: تا زمانی که ما به مفهوم سرمایه گزاری و تاثیرات آن پی نبریم کلاه هایی گشادتر از آن به سر خواهیم دید لزوم این آگاهی آموزش و تسهیل است، هر نوع سرمایه گذاری نیاز به قانونی قوی و مستقل(کنترل کننده وتسهیل کننده) و فرهنگ لازم(آموزش) دارد. خوب برای اینکه نوشته خود با جمله ای قصار! به پایان ببرم یکی از اعتقادات خود را عرض کنم: به شخصه معتقدم سرمایه گذاران عمده قوی و خوش نام برای شرکتهای سهامی عام ضرورتی غیر قابل انکار هستند و هرچند این سرمایه گذاران وابستگی کمتری به دولت داشته باشند( جزء شرکتهای شبه دولتی مانند سازمان گسترش و...نباشند ) اعتماد بیشتری می توان به آنان داشت اینکه شرکتی سرمایه گذاران خرد بسیاری داشته باشد نتنها جالب نیست بلکه خطرناک است، ترکیب زیاد سهامداران خرد لطمه های زیادی به شرکت و سرمایه افراد وارد می کند و سبب می گردد به برنامه های توسعه ای کشور نیز زیانهای فراوان وارد شود البته مسلما هیچ امر مطلقی در اقتصاد وجود ندارد ولی اکثر تجارب نشان داده سرمایه گذاری در شرکتهایی بدون پشتوانه سرمایه گذار عمده چنان مطلوب نبوده و اسباب نارضایتی را فراهم می نماید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام دی 1385ساعت 10:27 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
دیروز عصر یا بهتر بگویم دیشب (ساعت 9.5 شب )تصمیم گرفتم کارت عیدی سامان را که بنا به مناسبتی از سوی اداره دریافت کرده بودم نقد کنم پشت کارت نوشته بود «قابل استفاده در کلیه پایانه های فروش بانکهای عضو شتاب و سایت های خرید اینترنتی طرف قرارداد با بانک سامان» و من نیز از دستگاه خودپرداز بانک ملت چهارراه آبرسان که دستگاهی تمیز و تازه دارد! (می دانید که در خرداد ماه چه بلایی سر این شعبه آمد) اقدام به اخذ پول کردم و حسب وظیفه دکمه 40000 تومنی را زدم و البته وجه مذکور را نیز دریافت کردم کارتی که در اختیار داشتم 80 هزار تومنی بود لذا تصمیم گرفتم تا 40 هزار تومن بعدی را نیز از همین دستگاه دریافت کنم که با عبارت زیبای فاقد موجودی روبرو شدم به رسید برداشت قبلی نگاه کردم و دیدم نوشته شده مانده 395940 ریال یعنی 4060 ریال از آن کسر شده بود ( با محاسبه امروزم اندکی بیش از نیم درصد بود) و از آنجایی که دستگاه های خودپرداز کمتر از هزار تومان را نمی پردازند با خود گفتم این آدم ها عجب مخ اقتصادی دارند اگر از هر کارت 1000 تومن برایشان بماند حسابشان سر به فلک میزند با این افکار بار دیگر کارت را به جان دستگاه انداختم و برای اینکه حداکثر استفاده را کرده باشم عبارت 39 هزار تومن را تایپ کردم تا به گمان خود اجازه ندهم سوء استفاده دیگری صورت گیرد ولی با کمال تعجب دوباره با عبارت ناموزون کمبود موجودی مواجه شدم و کارت از دستگاه خارج شد با سی هزار امتحان کردم و سی هزار تومن را گرفتم حال 87820 ریال مانده بود (8120 ریال دیگر برای دو بار ورود کارت به دستگاه کسر شده بود با توجه به اینکه مبلغی هم برداشت نشده بود) هشت هزار تومن بعدی را هم برداشتم و 3760 ریال در کارت باقی ماند خلاصه اینکه از 80 هزار تومان موجود بیش از 78 هزار تومان قابل برداشت نبود یعنی 2000 تومن سود!! (البته سود معنایی دیگر دار بخوانید نفع) از یک کارت ناقابل 80 هزار تومنی معادل 2.5 درصد سود (سود یکسال بانکهای اروپایی و آمریکایی) حال به این سودها رفتار افرادی مانند من را اضافه کنید که گاه ماهها از کارت های اعتباری استفاده نمی کنند و سرویس دهندگان مذکور از سود وجه مانده در حساب آنان نهایت استفاده را می کنند(کم رقمی نیست ها...) و اضافه کنید کسانی را که از این کارتها استفاده می کنند و به پسمانده های کمتر از 5 هزار خود دست نمی زنند در حقیقت نمی توانند استفاده کنند وهزاران روش دیگر... فکر نکنم چنین روندی با فلسفه فرهنگ سازی استفاده از پول الکترونیکی همخوانی داشته باشد چه بسا مدیرانی که متهم به تبانی با مسئولان این موسسات شده اند که هدایا و مزایای کارمندان سازمان را با ساخت وپاخت با این موسسات از مجاری این مراکز پرداخته اند. فرهنگ سازی هزینه ها و روش های خاص خود را دارد همه دیده ایم که اجبار به استفاده از کمربند ایمنی فرهنگ استفاده را در بین افراد ایجاد نکرد ولی در نهایت تصادفات بسیار و مرگ و میر، برخی را به استفاده از آن قانع کرد در خصوص کارت های اعتباری و فرهنگ سازی آن نیز نمی توان با اجبار و زور و پرداخت مزایا و هدایای افراد از طریق کارت آنان را به فرهنگ استفاده از این کارتها مجهز نمود بلکه اجبار آن را باید فهماند و این نمایش اجبار جز از طریق تبلیغ و تسهیل میسر نیست بازاریابی محصول، بازاریابی فرهنگ و ... راههای علمی و خاص خود را دارند و البته متخصصان زیادی نیز در این مسیر وجود دارند بازارهای بکر زیادی در ایران هستند که جای بسیار برای استفاده دارند اما کسانی می توانند در این راه دائمی باشند که اصول اولیه را رعایت کنند. پاورقی: اتفاق جالبی افتاده، جناب آقای اطاعت نیز در وبلاگ خود و در نوشته ای با عنوان سراب به این امر اشاره کرده اند و آن را از منظر کسی که خود با مشکلات سرویس دهندگان PSP (سرویس دهنده کارت) آشنایی دارد بررسی کرده اند فکر کنم اگر نوشته ایشان را نیز بخوانید قضاوتی عادلانه تر خواهید داشت.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 13:56 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
سسله مطالب زیر در خصوص تاریخچه سازمان بورس اوراق بهادار خواهد بود برخی از مطالب آن را از منابع دیگر برداشت نموده ام و برخی دیگر را خودم اضافه کرده ام مشخصات منابع استفاده شده حتما در انتها خواهد آمد
کشورهای پیشرفته از دیرباز در مسیر رشد و توسعه اقتصادی گام نهاده اند و همواره با انباشت سرمایه و تجهیز منابع سرمایه و تخصیص آن به فرآیندهای تولیدی اهمیت شایان توجهی را داشته اند. در این راستا از جمله اقدامات انجام شده توسط این کشورها برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار ,ایجاد و تجهیز بازار , تشکیل سرمایه و تقویت روز افزون وضعیت بازار بورس اوراق بهادار بوده است . این بازارها با فراهم آوردن انجام مبادله و معامله انواع اوراق بهادار اعم از : سهام و اوراق قرضه ؛وجوه مازاد افراد و بنگاه های اقتصادی را جذب و به سمت سرمایه گذاریهای دارای بازدهی هدایت می نمایند مطالعات مربوط به ایجاد و راه اندازی بورس اوراق بهادار به عنوان یکی از ارکان بازار سرمایه کشور از سال 1315 آغاز گردید . مع هذا, قانون تاسیس آن در بیست و چهارم اردیبهشت 1345 مورد تصویب قرار گرفت . فعالیت بورس تهران در سال 1346 با انجام معاملات بر روی سهام بانک توسعه صنعتی و معدنی آغاز گردید و از همان سال سهام شرکت سهامی نفت پارس در بورس پذیرفته و مورد معامله قرار گرفت. بررسی وضعیت عملکرد بورس اوراق بهادار تهران فعالیت بورس تهران در تاریخ 15/11/1346 با انجام معاملات بر روی سهام بانک توسعه صنعتی و معدنی ( بانک صنعت و معدن فعلی ) آغاز گردید و در همان سال سهام شرکت سهامی نفت پارس در بورس پذیرفته شد و مورد معامله قرار گرفت . در سال 1347 سهام چهار شرکت سیمان شمال , سیمان تهران , قند نیشابور و بانک ایرانیان و نیز اسناد خزانه و قبوض اصلاحات ارضی مربوط به مرحله اول در بورس پذیرفته شد . در سال های 1348 و 1349 مجموعاً سهام شش شرکت در بورس پذیرفته شدند . اوراق بهادار پذیرفته شده در سال 1350 عبارت بود : از سهام پنج شرکت و اوراق قرضه یک ساله ,دو ساله ,سه ساله , و همچنین اوراق قرضه نوسازی اراضی عباس آباد . حجم معاملات در بورس تهران از سال 1346 تا پایان سال 1350 , به ترتیب سالیانه به 3/15 ,8/123 ,4/133 ,1/121,4/388 میلیون ریال بالغ گردید. در سال 1351 حجم معاملات سهام و سایر اوراق بهادار به 3/119 میلیون ریال افزایش یافت و طی آن 334 میلیون ریال سهام شرکت ها ,1/36 میلیون ریال دستور پرداخت های اصلاحات ارضی و 5/46 میلیون ریال اوراق قرضه و 7/764 میلیون ریال اوراق قرضه عباس آباد مورد معامله قرار گرفت . تعداد شرکت های پذیرفته شده در سال 1351 به 23 شرکت بالغ گردید . معاملات بورس تهران در سال 1352 نسبت به سال 1351 حدود دو برابر و نیم افزایش یافت . از جمع کل معاملات در این سال مبلغ 7/1322 میلیون ریال مربوط به معاملات سهام , 2/1011 میلیون ریال اوراق قرضه عباس آباد , 4/437 میلیون ریال اوراق قرضه و اسناد خزانه و 4/2 میلیون ریال دستور پرداخت های اصلاحات ارضی بود . در سال 1352 تعداد 15 شرکت تقاضای پذیرش سهام خود را در بورس نمودند که از این تعداد 11 شرکت پذیرفته شد و در نتیجه جمع تعداد شرکت های پذیرفته شده در بورس تا سال مزبور به 34 شرکت رسید . حجم معاملات بورس در سال 1353 نسبت به سال قبل از آن از تحرک و رونق قابل ملاحظه ای برخوردار گردید و در این سال به 2/10962 میلیون ریال بالغ شد . در این سال همچنین ,مجموع شرکت های پذیرفته شده از 34 شرکت به 43 شرکت افزایش یافت . معاملات در سال 1354 در حدود 64 دد نسبت به سال 1353 افزایش یافت و به 18 میلیارد ریال بالغ گردید که از این میزان ,7/10 میلیارد ریال مربوط به معاملات سهام و 3/7 میلیارد ریال مربوط به معاملات اوراق قرضه بوده است .
ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 13:53 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
جناب آقای حامد قناعی منو دعوت به بازی یلدا کردند. همیشه سعی کردم در دنیای وب تو سایه باشم علتشو نمی دونم واصلا هم به دنبال علتش نبودم الان هم که حامد منو تو این بازی دعوت کرده دائم به فکر اینم که کی رو به این بازی دعوت کنم. به هرحال طبق عرف بازی من هم باید پنج مطلب که خوانندگان این وبلاگ ازش بی اطلاعند رو بنویسم.
الف ) از بچگی اهل خوندن کتاب و نگاه به تلویزیون بودم، پدرم هم علیرغم اینکه تا دوم دبیرستان بیشتر نخونده اهل کتاب است هنوز هم بروبچ فامیل با کتابهای بچگی من تغذیه میشند (بعضی ها واقعاً تغذیه میشند چون کتابها رو می خورند) یادم میاد تو دوران راهنمایی اونقدر مصرف کتابم بالا بود که پدرم تو کتاب خریدن کم میاورد یه بار که بهش گفتم کتاب ندارم، گفت این همه کتاب تو کتابخونه است برو یکیشو بخون و در جواب من که گفتم همشو خوندم، رفت تو کتابخونه و یه کتاب آورد و گفت اینو خوندی؟ یه نگاه به اسم کتاب انداختم اسمش بود "قضا و قدر" یکی دوبار برداشته بودم تا بخونمش ولی ازش سر در نیاورده بودم گفتم نه نخوندم گفت حالا بشین اینو بخون. فکر کنم بیشتر از سه صفحه نتونستم ازش بخونم چون همش در مورد فلسفه قضا و قدر بود الان هم هرکی در مورد کتاب خوب خوندن اعتراض کنه میرم همون کتابو میارم و میگم بگیر اینو بخون. ب ) دوران سربازی از بهترین دوران زندگی من بود خیلی چیزها یادگرفتم همت خودمو جمع کردم و تو سربازی در اقتصاد دانشگاه تبریز قبول شدم همیشه دوست داشتم مهندسی مکانیک قبول بشم ولی وقتی با دنیای اقتصاد آشنا شدم فهمیدم خدا لطف بزرگی به من داشته. از انتخاب شغلم هم راضیم (البته این روزها دارم ناراضی میشم!). کارم تقریبا مرتبط با رشته تحصیلی منه و به لحاظ نوع کار آدم باید همیشه آپدیت باشه اینجاش خوبه ولی امنیت کاریش صفره الان که 13 دی ماهه من دقیقا 13 روزه که دارم بدون تمدید قرارداد کار میکنم علی رغم اینکه من از بقیه دوستان همکلاسیم زودتر کار پیدا کردم (وحتی علی رغم اینکه چند کار باهم پیدا کردم) ولی حقوقم از خیلی هاشون کمتره البته چون به کارم علاقه دارم راضیم. ج) یکی از کلاه های گشادی که سرم رفته کلاهی بود که استادام سرم گذاشتند من بر اساس آیین نامه می تونستم بدون کنکور وارد کارشناسی ارشد شم ولی یکی از اساتید ترجیح داد نفر پنجم کلاس رو بردارند و بعضی از اساتید هم ترجیح دادند رو حرف همکارشون حرف نزدند (البته بعضی ها هم حرف زدند ولی به جایی نرسیدند) البته هنوز من موقعیت اینو پیدا نکردم بشینم و درست و حسابی درس بخونم تا تو کنکور ارشد قبول شم (کار، زندگی و... نمیگذاره). د) تبریز رو خیلی دوست دارم، سعی می کنم هر نکته ای از گذشته اون رو بدونم، اهل یادگرفتن نکات ریز زبان ترکی هم هستم، سعی میکنم ترکی رو به زیبایی صحبت کنم تا هم خودم و هم دیگران از صحبت کردن لذت ببرند. ه) آهنگ های Slow رو دوست دارم و بیشتر به معنی اونها توجه می کنم تا به آهنگشون، اهل آهنگ های ترکی (چه از نوع آذری و چه استانبولی) هستم و خیلی کم به آهنگ سایر زبونها گوش میدم، سبیل دارم!، سعی می کنم رک باشم، اگه چیزی رو بدونم محاله بتونم به کسی نگم و.... خوب دیگه بسته، بیشتر از این خودمو لو ندم ، خدا رفتگان حامد رو بیامرزه مثل اینکه من هم بدم نمیومده تو بازی یلدا باشم. فکر کنم دیگه بهتره کسی رو واسه بازی دعوت نکنم چون دیگه شب یلدا تا این اندازه هم طولانی نیست. موفق باشید.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 12:59 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو برنامه های آموزشی نبض بازار تبریز مجله اکونومیست |
| درباره وبلاگ |
Tabriz, the capital city of Iranian province of East Azerbaijan The city is located on the intercontinental highway in vicinity to the Republics of Azerbaijan, Turkey and Armenia. Tabriz for a long time lay on a major trade route between the West and Asia and for many centuries it was a flourishing center of commercial trade. Outside Tabriz, there is a lot of attractive countryside with hills, valleys and mountains that can be reached quickly and easily. These hills are summer and winter resorts |
| آرشیو موضوعی |
|
اوراق قرضه (Bonds) اقتصاد سنجی وامها جزوات آموزشی بورس تاریخچه بورس اوراق بهادار |
| بورس اوراق بهادار |
| بورس کالای ايران |
| بانک اطلاعات اقتصادی ايران |
| Amibroker Pro V5.20 |
| مهندسی مالی و مدیریت ریسک |
| بورسهای جهانی |
|
|
|
RSS
|