تبليغاتX
اقتصاد در تبریز - نگاهي گذرا بر اقتصاد و فرهنگ مردم تبريز

تبریز، زشت، زیبا

پیشینیان تبریز را سرزمین فرهنگ و هنر و مهد پرورش فكر و اندیشه نامیده‌اند. اما امروزه در پس غبارهای سنگینی كه روی ارزش‌ها را نامردانه پوشانیده است، مصداق این گفته را باید به هویتی فراموش‌شده تعبیر كرد.

تبریز هر آنقدر كه بر محور اقتصاد صنعتی و تجاری چرخیده، به همان قدر از هویت فرهنگی و فرهنگ‌سازی فاصله گرفته و محلی برای هنرمندان و نخبگان فرهنگ و ادب باقی نگذاشته است. سیمای شهر در سویی از زرق و برق ثروت‌هایی بادآورده كه سپاسگزار تورم شتابان سالیان اخیر بوده است، درخشیده و در سویی دیگر زیر بافت‌های فرسوده در زیر لحافی از غبار زمانه آرام به خواب رفته است. تضاد و تعارض این دو سو چنان است كه طبل گستردگی شكاف طبقاتی چشمگیر در سطح شهر را بر بام هر خانه‌ای، جداجدا به صدا درآورده است.

تبریز امروز، اصلا یكدست نیست. نه ثروت آن یكدست است و نه فقر آن. ظاهر و باطن شهر كاملا فرق كرده و زمانه‌ای كه همگان به داد همدیگر می‌رسیده‌اند، به گذشته‌ها تعلق یافته است. گرچه هنوز سنت نیك رسیدگی به حال و روز مستمندان باقی است، ولی تك‌و توكی از متكدیان كه در كنار دیوارهای شهر نشسته‌اند، خبرهای ناخوشایندی از ضعف سنت حسنه تبریزیان منتشر كرده است.

زمانی بود كه تبریز با همه بزرگی‌اش به یكدستی معروف بود، سیمای شهر از حیث خیابان‌بندی‌ها و بافت‌ محله‌ها با آن معماری ویژه درون‌گرایی كه داشت در تمام شهر از نوعی وحدت سلیقه برخوردار بود كه امروز دیگر از آن برخوردار نیست. مردم شهر در آن زمان یا در مساجد و تكایا جمع همیشگی داشتند یا در انجمن‌های مدنی و ادبی و هنری، میان این هر دو گروه اما، پیوندهای فكری ویژه‌ای وجود داشت كه دست در دست همدیگر به مكانیسمی تاریخ‌ساز جریان می‌بخشید. در جریان چنان مكانیسمی بود كه مردم شهر از هر طبقه‌ای كه بودند، از عامی و عادی یا با سواد و بی‌سواد در محاوره‌ای همیشگی، پیوسته از آخرین خبرها مطلع بوده و در تصمیم‌سازی‌ها به اجماع عمل می‌كردند.

اقتصاد امروز تبریز

اما امروزه تبریز، به دو قطب كه نه، بلكه به چندین قطب تقسیم شده است. كما این‌كه در جریان سازندگی‌های سالیان اخیر، اولا گروهی از تبریزی‌ها با ابتكار شخصی، كارگاه‌‌های قدیمی و كوچك خود را به كارخانه‌هایی عظیم تبدیل كرده‌اند كه مدام ثروت تولید می‌كند. این ویژگی‌ تبریزی‌ها، البته پیوسته برای مردم این شهر كه از مساعدت‌های دولتی چندان بهره‌مند نبوده‌اند، وجود داشته‌ است و تبریزی‌ها در هر زمانی متكی به توانایی‌ها و توانمندی‌های خود آن‌قدر در شهر سرمایه‌گذاری‌ كرده‌اند كه سیمای فقر را حتی‌الامكان بپوشاند. با این حال ویژگی‌های اقتصاد صنعتی ایران امروز، این صنعتگران متكی به خود را هم آزار می‌دهد. آفتی كه به جان اقتصاد صنعتی افتاده است، اگرچه به یمن صادرات نسبتا انبوه تولیدات كارخانه‌های این شهر و شهرت و كیفیت نسبتا مطلوب اكثریت آنها در بازار داخلی آسیب‌های بالقوه را تا حدودی در این شهر كاهش داده است، ولی انكار نباید كرد كه در صورت سلامت پیكره این بخش از اقتصاد كشور، اقتصاد صنعتی تبریز توانمندی بالقوه‌ای را به نمایش می‌گذاشت. البته همین اقتصاد صنعتی شهر كه گفته می‌شود به لحاظ كثرت كارخانه‌ها و تنوع تولیدات دومین قطب صنعتی بزرگ كشور پس از تهران را تشكیل می‌دهد، به شكل‌گیری ویژگی دیگر این شهر به عنوان دومین شهر نمایشگاهی ایران كمك كرده است.

تبریز با همین خصوصیت، اگر چه در متن اقتصاد صنعتی كشور نقش مهمی را ایفا می‌كند، اما در محدوده خود، در برابر اقتصاد تجاری این شهر تا حدود قابل توجهی منفعل است. به بیان بهتر صاحبان كارخانه‌های صنعتی و معدنی و كارگاه‌های تولیدی، گر چه از طبقه ممتاز اقتصادی شهر هستند، اما در برابر بازارگردانان این شهر چندان قدر محسوب نمی‌شوند. ویژگی‌ جامعه‌‌شناختی تبریزی‌ها از دیرباز به تجارت اهمیت محسوس داده؛ به طوری‌كه داشتن یك مغازه ولو كوچك به عنوان مقدمه‌ای برای ورود به عرصه‌های بزرگ‌تر برای هر شهروند تبریزی جزو اوجب واجبات است. حتی با همین روحیه است كه بسیاری از كارمندان و فرهنگیان در این شهر برای كار بعدازظهر خود، مغازه‌ای را ولو به صورت اجاره تدارك دیده‌اند تا نواقص درآمد و معاش خود را از آن طریق تامین كنند كه تامین هم می‌كنند.

بخش اقتصاد تجاری شهر به یمن ویژگی‌هایی كه دارد بسیار فعالانه عمل می‌كند. نخست شاید به دلیل ویژگی‌های تولیدات كارگاهی و صنفی این بخش باشد كه در نوع خود در سراسر ایران شهرت دارد و از تولیدات فرش دستباف كه امروزه پایی در حوزه كارخانه‌های صنعتی و پایی در حوزه هنری گذاشته و البته در چنبره مشكلات اقتصادی كشور به نفس نفس افتاده است، گرفته تا مثلا صنعت كفش‌دوزی، صنایع دستی یا آجیل و خشكبار یا شیرینی‌های مختلف تبریز شهرت دارد.

نمایشگاه‌های بسیار زیبا از انواع فرش‌های دستباف و تابلو فرش‌های بسیار نفیس، زیبایی ویژه‌ای به شهر داده است یا مثلا شیرینی‌های این شهر با تنوع فراوانی كه دارد در تمام ایران بی‌نظیر شمرده می‌شود. صادرات این گونه تولیدات به دیگر شهرهای داخلی یا مقاصد خارجی یا حجم قابل توجهی از خریدهای مسافران از سوغاتی‌های ویژه تبریز، ثروت قابل توجهی را برای بخشی از اقتصاد تجاری تبریز به بار آورده است.

دومین ویژگی‌ بارز در این میان، نوع سلیقه مصرف تبریزی‌ها است كه سبب شده است میزان كالاهای خارجی در این شهر بیشتر باشد. در بازار پوشاك یا وسایل خانگی این شهر، حجم كالاهای خارجی یا پوشاك تركیه و ایتالیا بسیار چشمگیر است. شیك‌پوشی و مشكل‌پسندی تبریز‌ی‌ها در نوع مصرف كالاها را به رونق صنعت طلا و جواهرسازی در این شهر اضافه كنید و آنگاه نتیجه بگیرید كه چرا بازار تبریز از رونق نسبی قابل توجهی برخوردار است.

به هر حال اقتصاد تجاری تبریز با ویژگی‌هایی كه دارد به عنوان یك قطب نیرومند در برابر اقتصاد صنعتی عمل می‌كند. اما باز هم در برابر این قطب، قطب دیگری وجود دارد كه از هر دو بخش دیگر فعالانه‌تر و قوی‌تر عمل می‌كند. نام این قطب بخش مسكن است.

بخش مسكن در تبریز

البته به رغم شرایط كنونی اقتصاد ایران كه روند حركت بخش صنعت و بخش تجارت و خدمات در كل كشور را با مشكل روبه‌رو كرده است، تحلیل وضعیت بخش مسكن نیز ساده نیست. به ظاهر آنچه كه دیده می‌شود رونق ساخت ساختمان‌های بزرگ و بلندمرتبه در تبریز است كه حتی در شرایط عادی قیمت تمام شده آنها بسیار بالا است، با این حال اینك در تبریز مسابقه‌ای در گرفته است كه ساختمان‌ها هرچه رفیع‌تر و بلندمرتبه‌تر باشد، بهتر. جالب آن كه حتی آپارتمان‌ها در مقیاس‌ها و متراژهای كوچك ساخته نمی‌شود و 200 یا 300 مترمربع آپارتمان برای خانواده‌های نه چندان پرجمعیت ساخته معمولی در بخش مسكن تبریزاست.

تحلیل این وضعیت ساخت‌و‌ساز كه اینك در مناطقی از شهر تبریز مثل كوی ولی‌عصر، ایل گوئلی، باغمیشه و رشدیه تعمیم یافته، گویای این واقعیت است كه اولا طبقه‌ای از جامعه تبریز به قدری مرفه شده كه از رشد روزافزون چنین تیپ ساختمانی استقبال به عمل آورده و رونق بخش مسكن در حوزه ساخت‌و‌سازهای مجلل و گرانبها را تضمین كرده است. ثانیا با چنین وضعیتی، به‌خصوص از این جهت كه ساخت مقیاس‌های كوچك در این مناطق معمول نیست، نفوذ طبقه متوسط در داخل چنین جامعه مرفهی را مشكل‌تر كرده و شكاف طبقاتی را روزبه‌روز بیشتر می‌سازد. ثالثا مدلی از شهرسازی در این مناطق پیاده شده كه با زیرساخت‌های آن منطبق نیست. در خیابان‌ها و كوچه پس‌كوچه‌هایی كه چهل سال پیش مناسب شرایط آن زمان طراحی شده، نمی‌توان محله‌ای مثل مانهاتان ساخت كه ظاهرا ساخته می‌شود. رابعا وضعیت ساخت‌و‌سازها و مدل‌های ساختمانی كه در مناطق فوق‌الذكر ساخته شده، به تمركز سرمایه بخش مسكن در مناطق خاصی از شهر منجر شده كه كاملا هشداردهنده است. در حالی كه بیش از 2700 هكتار یا حدود 70درصد مساحت شهر تبریز همچنان در حصار بافت‌های فرسوده است، تمركز سرمایه‌های بخش مسكن در مناطق خاصی از شهر با درایت و منطق مدیریت شهری تعارض كامل دارد.

تبریز از نظر سطح بافت‌های فرسوده شهری در مقیاس كشوری اولین شهر شمرده می‌شود، حتی در تهران با وسعتی كه دارد و قدمت مناطق قدیمی كه بعضا زمان ساخت آنها به دوران ناصرالدین‌شاه هم می‌رسد، وسعت بافت فرسوده فقط 2500هكتار ذكر می‌شود كه كمتر از وضعیت مشابه تبریز است. با این حال توجه به این بافت‌های قدیمی و فرسوده كه به نوبه خود متضمن خطرات مختلف، از جمله سوانح طبیعی، آسیب‌های اجتماعی و امكان افزایش بزهكاری‌ها است، جدی گرفته نشده است و درست به همین دلیل مسافری كه از راه می‌رسد در قضاوت خود می‌ماند كه آیا این شهر زشت است یا زیبا؟ كدام یك از مناطق فوق اعیانی شرق تبریز یا مناطق فوق‌العاده فرسوده و فقیر نمای مركزی یا شمال و جنوب مركزی شهر معرف تبریز امروز است؟

بخش توریسم در غربت

روشن است كه با چنین وضعیت بسیار متعارض كه در سیمای تبریز به وجود آمده به تقویت بخش توریسم نیز نمی‌توان امیدوار بود. تمركز مدنیت معاصر شهر تبریز در گوشه‌ای از این شهر تاریخی كه نسبتی هم با سوابق افتخار‌آمیز و افتخارآفرین آن نداشته، مجالی باقی نمی‌گذارد كه هویت شهر تبریز آن گونه كه بوده و آن گونه كه باید باشد به دیگران معرفی ‌شود، به‌ویژه آن كه تبریز علی‌الاصول آن گونه كه در مقدمه این مطلب نوشته شد، پیوسته شهری فرهنگی بوده و هویتی مستقل در فرهنگ‌سازی و عرصه هنر داشته است، اما همین شهر امروز در نامگذاری خیابان‌ها یا محلاتش وامانده و به یك سری اسامی روی آورده است كه مال خود تبریز نیست.

مضاف بر این اصولا یك مركز توریستی باید از هویتی برخوردار باشد كه مخاطبان خود را فرا بخواند، مثلا مشهد یا قم یا شیراز (به احترام شاهچراغ) هویتی مذهبی دارند و توریست‌های مذهبی را به سمت خود می‌كشند. اما تبریز بیشتر هویت فرهنگی داشته كه زمانی فرهنگ دوستان و بزرگان عرصه فرهنگ را به سمت خود می‌كشیده است. در چنین شهری اینك شمار كتابفروشی‌هایی كه در دو یا سه دهه پیش ایجاد شده‌اند، انگشت‌شمار است. شش یا هفت سالن سینمای آن به گونه‌ای متروكه است كه رغبت و امنیت خاطر كسی را برای خود جلب نمی‌كند.

دو یا سه سالن تئاتر كه همیشه هم بسته هستند، كل موجودی این شهر در این عرصه است. با آن همه غنایی كه در موسیقی آذری وجود دارد، نشانی از اركستر و تالارهای هنری در این شهر نیست.

به طور كل مدیریت بخش توریسم در یك شهر را نمی‌توان به یك سازمان خاص مثل سازمان ایرانگردی و جهانگردی مرتبط دانست. در این میان شهرداری‌ها وظیفه‌ای بسیار حساس دارند كه قابلیت‌های بالفعل و بالقوه شهر را در عرصه‌های مختلف باید تقویت كند، سازمانی مثل ایرانگردی و جهانگردی نهایتا در حوزه‌هایی می‌تواند فعال مایشاء باشد كه دارای شهرداری قدرتمند و توانا نیست، مثل كندوان.

كندوان، خیلی زشت

دهكده كندوان در 50كیلومتری تبریز یك نمونه آشكار از ضعف مدیریت سازمان ایرانگردی و جهانگردی است كه در حوزه بخش توریسم تبریز عمل می‌كند. آوازه دهكده كندوان به دلیل دخمه‌های كله قندی این روستا است كه در گذر زمان‌های دور توسط ساكنان آن كنده شده و درون آن دخمه‌ها به ماوای زندگی تبدیل شده است. در بازدید از این دخمه‌ها تعجب و حیرت از ستیز آدمیان با طبیعت برای تداوم زندگی و رحمت و رافت طبیعت كه برای پذیرایی از انسان‌ها آغوش باز می‌كند، به اوج خود می‌رسد. اینجا شاید جزو نوادر آثار تاریخی- طبیعی است كه مانند آن را نمی‌توان در جایی دیگر یافت. اما متاسفانه در بازدید از این شاهكار بی‌مانند توریستی، باید دماغ خود را گرفت تا بوی پهن یا آغل‌ها را كمتر احساس كرد یا پشگل گوسفندها كه بر گذرگاه‌ها پراكنده است آزارت ندهد. روستای كندوان اما، امروزه به بدترین صورت با ساخت‌وسازهای به شدت نامتناسب روبه‌رو شده كه افزایش جمعیت فقیر روستا را  جوابگو باشد، این ساخت‌وسازها با آجر یا خشت به هیچ وجه متناسب طبیعت این روستا نیست كه متاسفانه روز به روز هم گسترش می‌یابد. راهنمایی هم از سوی سازمان ایرانگردی در آنجا نیست كه بازدیدكنندگان را راهنمایی كند و از سوابق این روستا بگوید.  اما می‌گویند در جوار این روستا یك هتل پنج ستاره تدارك دیده شده است كه ساخته خواهد شد و البته  این هم از آن حرف‌ها است كه آدمی را به خنده وا می‌دارد. ای كاش سرمایه‌ای كه به منظور ساخت هتل 5 ستاره باید صرف شود به مقیاسی كوچك‌تر در ساماندهی سیمای توریستی كندوان هزینه شود.

روستای حیله‌ور قطبی برای جذب توریست

در نزدیكی روستای كندوان روستایی دیگر است كه «حیله‌ور» نامیده می‌شود. این روستا كه در حال حاضر خالی از سكنه است و ظاهرا جمعیت آن در زمان حمله مغول‌ها آن را ترك كرده‌اند، یك روستای زیرزمینی است كه نحوه مهندسی و كندن آن به نوبه خود شاهكاری متعلق به نسل‌های پیشین است. ورودی این روستا یك دخمه كوچك است كه از آن دخمه راهروها، سالن‌ها، اتاق‌ها و بالاخره آغل‌های متعددی راه باز می‌كند و به پیش می‌رود. دخمه‌ها البته كاملا تاریك هستند و فقط می‌توان با نور چراغ قوه پیش پای خود را تشخیص داد. هیچ‌گونه رسیدگی یا ذره‌ای تجهیز این دخمه‌ها مثلا به نور برق یا نظافت  داخلی آنها صورت نگرفته است تا این روستای زیرزمینی به مركزی برای جلب توریست تبدیل شود. این‌گونه است كه بخش توریسم تبریز در عزلت واقع شده است. آیا توجهی مختصر به وضعیت صنعت توریسم در این شهر، چه در داخل و چه در اطراف تبریز با توصیفی كه از سایر بخش‌های اقتصادی این شهر شد، تحرك‌ آفرین نخواهد بود؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 14:40  توسط محمد امین عابدینی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

Tabriz, the capital city of Iranian province of East Azerbaijan The city is located on the intercontinental highway in vicinity to the Republics of Azerbaijan, Turkey and Armenia. Tabriz for a long time lay on a major trade route between the West and Asia and for many centuries it was a flourishing center of commercial trade. Outside Tabriz, there is a lot of attractive countryside with hills, valleys and mountains that can be reached quickly and easily. These hills are summer and winter resorts


نوشته های پیشین
فهرست مطالب این وبلاگ در گوگل!
وامها ـ بخش اول
اوراق قرضه (Bonds) ـ تمام بخش ها
رتبه بندی سهام
اقتصاد چقدر آسان است!
سازمان کنفرانس اسلامی (OIC)
عکس هایی از دانشگاه تبریز
اوپک OPEC
متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
روشهای ارزیابی سهام (بخش چهارم)
روشهای ارزیابی سهام (بخش سوم)
ارزیابی سهام عادی (بخش دوم)
ارزیابی سهام عادی
درباره خزانه جواهرات ملی
بازار مبادلات ارزی
مالیه بین الملل
ارزش زمانی پول (The time value of Monay)
افزایش سرمایه شرکتها
برخی از اصطلاحات بورسی
نسبت های مــربوط به ارزش بازار ســهام
نحوه دریافت بولتن ماهانه بورس تبریز
نسبت های سود آوری
سهام شناور آزاد (Free Float)
نسبتهای اهرمی
تجزیه و تحلیل نسبت های فعالیت
بدفهمی های نرخ ارز
کایزن Kaizen
انواع نسبت های نقدينگي
تجزيه وتحليل به كمك نسبتهاي مالي
رویکردهای بازار سهام
حجم مبنا و تعیین قیمت پایانی روز
شاخص سهام در بورس های اوراق بهادار
بولتن دی ماه بورس تبریز
درباره بورس تبریز
مجله FEAS
تاریخچه بانکداری در ایران
آدرس و شماره تلفن و فاکس شرکتهای بورسی
دانلود کردن Microfit
دانلود کردن Eviews 3
وب سایت من ...
طبقه بندی JEL
فایل تمرین های کتاب گجراتی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
اسفند 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آرشيو
آرشیو موضوعی
اوراق قرضه (Bonds)
اقتصاد سنجی
وامها
جزوات آموزشی بورس
تاریخچه بورس اوراق بهادار
پیوندها
شرکت پیشرو صنعت نوین
علي بشارت
پژوهش گوگل
بانک جهانی
بانک های مرکزی دنیا
درباره تبریز
یادداشت های یک سهامدار جزء
کاریز
اقتصاد برای ایرانیان
مهندسی علوم خاک
بانکدار بزرگ
اقتصاددانان
صرافی رویال (نرخ لحظه ای ارز)
تالار بورس ارومیه
علی نقی وند
بازار پایه فرابورس
برنامه دوره های آموزشی

جزوات آموزشی بورس

بورس اوراق بهادار

بورس کالای ايران

بانک اطلاعات اقتصادی ايران

Amibroker Pro V5.20

مهندسی مالی و مدیریت ریسک

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

سايت رسمی باشگاه تراكتورسازی تبریز



براي دريافت گاه نامه های وبلاگ وسایر اطلاعات احتمالی فرم زیر را تکمیل نمائید